با سعدی در گلستان : تو بر اوجِ فلک چه دانى چیست؟ / که ندانى که در سرایت کیست؟ (+صدا)

منجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود
برای مطالعه متن کامل این خبر به منبع اصلی مراجعه کنید.