داستان یک کوچ متفاوت

هوا هنوز گرگ و میش است و کوهستان در خواب عمیقی فرو رفته، اما تا کمتر از یکی دو ساعت دیگر آفتاب تند از پشت کوههای بلند شاهو سر بیرون میآورد و تیغهای گرمش را در دامنه کوهستان فرو میبرد. اهالی روستا به جنب و جوش افتادهاند، چرا که باید زودتر دست جنباند و بار و بنه را جمع کرد تا راهی شد و کوچ کرد. کوچی عجیب که تقریبا هیچ جای دنیا نمیتوان شبیه آن را پیدا کرد و بیشتر از چند ساعت هم طول نمیکشد.
برای مطالعه متن کامل این خبر به منبع اصلی مراجعه کنید.